الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

125

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

او در ضمن دليل هفتم خود از دلايل بر تحريف گفته است : « عثمان وقتى براى بار دوم قرآن را جمع‌آورى كرد ، بعضى از كلمات و آيات قرآنى را حذف نمود . مقصود او از اين كار ، تنها آن بود كه با حذف آيات مربوط به ولايت اهل بيت عليهم السّلام از مقام و حكومت خود دفاع نمايد . او در اين اقدام آياتى را حذف كرد كه از چشم دو خليفه پيشين مخفى مانده بود » . « 1 » با اين حال در رساله جوابيه خود چنين آورده است : « مقصود من از كتابى كه در آن كاستى رخ داده است ، اين قرآن موجود نيست ؛ زيرا آن قرآن بر همان وضعى كه در عصر عثمان داشته - بىآنكه دچار كاستى يا فزونى شده باشد - به همان حال باقى است . مقصود من كاستى كتاب الهى است كه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرو فرستاده شده است » . « 2 » در جاى ديگر مىگويد : « مقصود من از تحريفى كه در قرآن پيدا شده ، غير از تحريفى است كه در كتب عهدين پيش آمده است ؛ زيرا كاستى قرآن منحصر به آياتى است كه مربوط به احكام نيست [ اما در كتب عهدين ، حتى در بخش احكام ، تحريف - به نقصان - صورت گرفته است ] » . « 3 » آرى ، توجيه خطا خود خطايى ديگر است . مىخواهد خطاى خود را با ارتكاب خطايى بس ناراست‌تر ترميم كند . خلاصه ، او از اين همه لفافه‌گويى در كتاب الرسالة الجوابيه چه نتيجه‌اى را به دست مىدهد ؟ محور بحث در مسأله تحريف فاصله‌اى زمانى است كه پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تا زمان اقدام عثمان براى يكسان كردن مصاحف پيش آمد ؛ اما پس از عثمان ، كسى ادعا نكرده است كه تغييرى در مصحف شريف پيش آمده باشد ؛ اگر هم تغييرى پيش آمده به نقطه‌گذارى و رسم الخط و مسايل مشابه كه به هيچ‌وجه به اصل متن قرآن ارتباط نداشته است مربوط مىشود . اگر محدث نورى درصدد است اثبات كند كه در اين فاصله زمانى كوتاه تحريفى انجام پذيرفته است - چنان كه از فصل الخطاب كه براى همين هدف تأليف يافته پيداست - پس جزو كسانى است كه قايل به تحريف است . در اين صورت چه جاى عذرتراشى است ؟

--> ( 1 ) . فصل الخطاب ، ص 149 . ( 2 ) . الذريعه ، 16 ، ص 231 . ( 3 ) . همان ، ج 10 ، ص 221 .